Posted in دفتر شعر برای دختر دلم on ژانویه 25, 2008 | 9 نظرات »
پریشانی
پریشان تر از آنم
که حضورت
که بودنت
که نبودنت
پریشانی من را
کم و بیش کند !
دیوانه تر از آنم
که با نوازشی
تلاتم پیش رویم را
فراموش کنم
میترسم از فردا ها
از فردا های بی تو
و شاید با تو و یا او
میترسم !
آنچنان پریشانم
که هیچ شعری
ترانه ام را
نیلگون نمیکند
همه اش پریشانی است …
یک ایرانی
15 دی
Read Full Post »
Posted in دفتر شعر برای دختر دلم on ژانویه 17, 2008 | 4 نظرات »
نمیدانم
نادانم
هیچ نمیدانم
نمیدانم
چه لذتی دارد
برای آن کودک
تاب خوردن
با تاب
یا چه نفرتی دارد
مترسک
از تابش آفتاب !
و سوالم این است
چه قدر فاصله است
از تاب تا تابش ؟
به راستی یک حرف ؟
هیچ نمیدانم ….
یک ایرانی
13 دی 86
—–
یادداشت: [...]
Read Full Post »