گل بارون زده ي من
گل ياس نازنينم
مي شكنم ، پژمرده مي شم
نذار اشكاتو ببينم
تا هميشه تو رو داشتن
داشتن تمام دنياست
از تو و اسم تو گفتن
بهترين همه حرفاست
با تو ، با تو اگه باشم
وحشت از مردن ندارم
لحظه هام پر مي شن از تو
وقت غم خوردن ندارم
س اي غزلواره ي دلتنگ
كه همه تنت كلامه
هنوزم با گل گونه [...]
Archive for مارس, 2008
من به پایان میرسم از بعد تو …
Posted in گاهنوشت های یک ایرانی on مارس 21, 2008 | Comments Off
از رفتن تو شکنجه دیدم-کوچ تو اوج ریاضتم بود
Posted in گاهنوشت های یک ایرانی on مارس 20, 2008 | 28 نظرات »
خدایا خالقا این گنبد دوار یعنی چه ؟
حالا میدانم که خدا با یک زهر مار دیگری در ستمگری بی پایان خودش دو دسته مخلوق آفریده : خوشبخت و بد بخت . از اولیها پشتیبانی میکند و بر آزار و شکنجه دسته دوم به دست خودشان میافزاید . حالا باور میکنم که یک قوای درنده و [...]