هیچ کس
هیچ کس با تردید این دل سر نکرد
یا که بیتی از شعر من را بر نکرد
هیچ کس حتی برای لحظه ای
لابلای شعر من خود را ، دربه در نکرد
هیچ کس شاعرانه های عاشق را
با اشک چشمان خود تر نکرد
هیچ کس شعر شکفتن را نخواند
هیچ کس شعر مرا عاشقانه تر نکرد
می رسد روزی که من باور کنم
ابر هم با یاد من خود را سبکتر نکرد
می رسد روزی که از یادم رود
یاد او که شعرم چشمش را تر نکرد
می رسد روزی که پیدایم کند
او که پیدا کرد اما ، پیداتر نکرد
می رسد روزی که زجرم سر رسد
روزی که چشمم بغض را پرپر نکرد
یک ایرانی
26آبان 86
=====
با تو ام ، میشنوی ؟ دخترم با تو سخن میگویم ! هاییییییییییییی دختر دلم با تو ام ….

سلام اقا رضا
شعرتون قشنگ بود مثل همه شعر های قبلی
منم بروزم …….
پس خدا به شكل صندلیست، میشود كه روی او نشست
این نتیجه را گرفت و بعد، روی دستهاش دخیل بست
گاه، شكل میز میشود، دست تكیه دادهام به او
لحظهای نگاه میكنم؛ دست من سفیدتر شده ست
شكل استكان به خود گرفت، لب بزن نترس ناخدا
من هزار مست دیدهام؛ هر كدام یك خدا به دست
اینكه او یكیست یا هزار، واقعا چه فرق میكند؟
او درون هرچه نیست، نیست؛ او درون هرچه هست، هست
اولین خدا مداد بود؛ سر خمیده روی دفترم
زیر تیغ یك تراشِ كُند؛ چرخ شد خدای من شكست
از چه مینویسد این قلم؟ اسم این غزل چه میشود؟
كفرِ كافری ادیب یا شعرِ شاعری خدا پرست؟
قربانت
بازم سلام
اولا این شعر از من نیست ولی اگه قراره باشه بین کافری ادیب و شاعری خداپرست یکی رو انتحاب کنم !!
خیلی سخته …………………….
شاید یا نه حتما شاعری خداپرست
ممنونم که از فرشته حمایت کردی
براتون ارزوی شادی دارم اقا رضا
مانا باشید
چرا؟
چرا هيچ كس نميفهمه؟
جواب اين سوالمو فقط بده
اينكه چرا هيچ كس نميفهمه حتي كساني كه ادعاي فهم دارند؟
معمولا همینطوره
اگه قرار باشه بفهمنت که تو با بقیه فرقی نداشتی
گاه ، هیچ گاه …
بی تردید ، هیچکس
شعر شکفتن نخواند
ابر ، هم به یاد تو
خود را سبکسر نکرد
شعر شگفتن نخواند کس
هیچ کس شعر تو را عاشقانه نخواند
هیچ کس حتی برای لحظه ای
تک بیت شعر تو را بر نکرد
هیچ کس شاعرانه های عشق را
حتی ابر سبکسر ، برای لحظه ای
با چشم تر نخواند
باش که پر پر شود بغض
باش روزی که شعر
عاشقانه بشکفد
او تو را پیدا کند
خیلی قشنگ بود.سپاسگذارم.
یاد او چشمان شعرم تر نکرد
یاد من ابری به سازم سر نکرد
روز چشمم ان دلم پر پر نکرد
هیچ از انان شعرم او را عاشقانه تر نکرد
شعرت خوب بود ولی اگر غزله وزنه شعر را رعایت کن
قسمت این بود که اخر بود
شیطان