
شقایق
میون این ترانه ها ، صدامو قایم میکنم
توی شبای بی کسی از یه شقایق میخونم
شقایقی که با نگاش ، دل ها رو به دار میکشه
از قطره خون عاشقاش ، قلبی رو دیوار میکشه
آرزوم توی شبا ، ترانه خوندن از اونه
صدامُ پنهون میکنم ، شاید اون از عشق بخونه
میون این ترانه ها ، صدامو قایم میکنم
توی شبای بی کسی از یه شقایق میخونم
میون چشمای سیاش ، دستمو قایق میکنم
اشکشو برمیدارم و از عشق چشماش میخونم
چشمایی همرنگ شبام ، میون تاریکی من
همرنگ بغض من میشن ، همدلِ بی کسیِ من
میون این ترانه ها ، صدامو قایم میکنم
توی شبای بی کسی از یه شقایق میخونم
…
یک ایرانی
10 امرداد 86
یادداشت : شقایق را در روزهایی نوشتم که از بی عشقی میسوزم و با بی عشقی میسازم …