Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for آگوست, 2007

این صدای گریه از کجا می یاد؟
که به قلبِ خستم آتیش می زنه
قصّه ی زخم ِ کدوم کوچه نِشین؟
واژه سازِ این ترانه ی منه
 
این صدای گریه ی ترانه سوز
واسه چشمیه که از غُصّه تره
دخترِ فقیر و آواره ی شهر
منُ به سفر تو اشکاش می بره
 
به سفر تا شبِ بی ستارگی
به دیارِ آهِ پابرهنه ها
به تهِ [...]

Read Full Post »

هیچ پیش آمده کز هستی دلگیر شوی
 
هیچ پیش آمده کز هستی دلگیر شوی
هیچ پیش آمده کز جان و جهان سیر شوی
هیچ دانی چه گرانبار غمی ست
کز پس عمری با سعی و عمل خو کردن
فارغ از سیر فلک رو به زمین آوردن
وانگهی
این سیهکار هوسبازسراپا نیرنگ
بزند چرخی و بازیچه تقدیر شوی
هیچ می دانستی
چه غم جانکاهی [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »