خوراک‌ها:
نوشته
دیدگاه‌ها

Archive for سپتامبر, 2006

بشارت

طبق عادت همیشگی بازهم به وبلاگش سر زدم گفتم شاید شعری باشه که باش هم آوا بشم ، بود ولی چیزی پیدا کردم بشتر از یه شعر یه نوشتار کوتاه که گویای هم چیز هست : “خدایا مرا از شرِّ طرفدارانت حفظ کن!(بنجامین فرانکلین) ” کمی اونورتر یه مقاله بود به اسم ” طلایه دا [...]

Read Full Post »

 
 
 
نمی‌دونم چرا اين شبا شبِ ستاره نيس
واسه‌ی اين همه درد و غصّه راهِ چاره نيس
 
نمی‌دونم چرا اين سکوتِ کهنه رو لبام
وا نمی‌شه تا بگم: غريبه! دستاتو می‌خوام
 
دلِ من گوشه‌ی سينه خسته و دلواپسه
لحظه‌ها می‌گذرن و ساعتِ رفتن می‌رسه
 
وای اگه قلبمو تو زندونِ تن جا بذارم
اگه اون لحظه نياد بهش بگم دوسِش دارم
 
ولی انگاری ديگه فرصتِ [...]

Read Full Post »