به نام ایزد مهر با درود این وبلاگ فضایی است امن برای هر آنکه می خواهد حرف دلش را در قالب شعر و مقاله ادبی بگوبد . هدف من از راه اندازی این وبلاگ دادن نیرو به نسل جوان این مام است ، نسلی که به علت وجود چماق وحشتناک استبداد دینی ، سکوتی کرده ، به نوعی ننگین و به تفسیری پر معنا در آنجا که سکوت سرشار از گفتنیها شناخته شد و بسا سخن در این کلام چهار حرفی پنهان شد سکوتمان پرمعناست ، آری نسل من و تو نسلی است که حرف ها برای گفتن دارد ما حرفهای زیادی داریم که بگوببم و به همان اندازه هم وجودهایی در این مام پاک یافت می شود که لبریزند از حس شنیدن و آماده اند برای دانستن آنچه برای آنها ممنوع شده است . در شرایط کنونی که این منیجکان دین باز با چماق دین و بازی حلال و حرام به سراغ ما آمده اند بهترین زبان برای گفتن زبانی است که آنها نمی فهمند زبانی است که آنها نمی دانند و برایشان تازگی دارد ، آری زبان شعر ، زیرا می توانی هرچه می خواهی بگویی بدون ترس و رعب و وحشت زیرا نمی فهمدند حرف تورا و اگر هم در میانشان کسی بفهمد درد تورا نهایتش سانسور این وبلاگ است ، که دیگر به رسمی تبدیل شده است و هرآنچه را شایسته نمی دانند سانسور میکنند و مهر سکوت بر آن میکوبند تو گویی بهترین قلم های ما ایرانیان صاحب قلم ، آنانند که شکسته شده اند و نمی نویسند و بهترین نفس تنفس انسان مرده است ، با این همه تفاسیر احتمالا متوجه شده ای که اگر هم خطری باشد از آن من است و تو که می نویسی کاملا در امانی . پس با خاطری آسوده قلم به دست بگیر و حرف دلت را به زبان این مام پاک بزن و بنویس از کیکاووس و خسرو و از کوروش و داریوش و….. و بنویس از شاهنامه فردوسی و رباعیات خیام و گلستان و بوستان سعدی که هنوز در پس این همه سال همچنان عطر آن دو انسان را مست می کند ، قلم به دست بگیر و از فریاد جانسوز شجریان بنویس از آنجا که با سوز دل میگوید ” شب است و چهره میهن سیاهه “ از مبارزان این مام بنویس از اکبر گنجی از دکتر زرین کوب و دکتر شفا بنویس و ……………سوژه هامان زیاد است ، تنها مهم این است که تو چگونه بنویسی ! در انتها باید بگویم دوستانی که مقالات متعددی بنویسند و با این خقیر همکاری کنند متعاقبا به لیست مدیران این وبلاگ اضافه می شوند تا چنانچه روزی توان و نای نوشتن نبود کسانی باشند که دردهایم را دردهای خود بدانند و با هدف آزادی این مام تا بلندای قله پیروزی دست از کوشش برندارند .با این حقیر همکاری کنبد و بدانید که این مام به من و تو نیازمند است ، دستانم را عاجزانه به سوی تو دراز میکنم و به تاکید می کنم که هوا بس ناجوانمردانه سرد است ……
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
یک ایرانی